سید محمد سجادسید محمد سجاد، تا این لحظه: 17 سال و 23 روز سن داره

فرشته آسمانی من!

یک درد دل ساده

سلام گل پسرم! الان ساعت دو بعد از ظهر چهارشنبه 15 آبانه! ناهار ماهی داریم. تو خیلیییییی ماهی دوست داری. برای همین بابا رفته از مهرکودک بیاردت! تا با هم ناهار بخوریم! آخه تو که نمی دونی بدون تو هیچی از گلوی ما پایین نمیره! نمی دونم دیشب چرا تب کرده بودی و من مجبور شدم بهت شیاف بدم. چون قبلش به محض اینکه شربت استامینوفن را ریختم تو دهنت بهش واکنش دادی و بالا اوردی! بمیرم برات که خیلی ترسیدی......   دیشب تا صبح چندین بار چک کردم ولی خداراشکر مشکلی نبود و برطرف شده بود تبت! عزیزم مامان عاشقته........
15 آبان 1392

بدون عنوان

الان که اینها را می نویسم ساعت یک نیمه شب 21 مهر 92 است. من قبلا یک وبلاگ دیگه برای تو ساخته بودم ولی بنا به دلایلی دیگه بهش دسترسی ندارم. این شد که دوباره برات وبلاگ ساختم. الان باباعباس اومد و من و اون با کمک هم قالب وبلاگت را انتخاب کردیم و من اینو به عنوان شروع برات می نویسم تا یک روز که بیام و سر فرصت باهات درد و دل کنم! تو الان خواب خوابی خواب هفه دولت را ببینی عشقم! ...
22 مهر 1392
1